معتقدم مستقل از دانش و قدرت تفکر ما دو مفهوم “حقیقت” و “انصاف” وجود دارد.حقیقت آن جیزی است که هست و انصاف آن چیزی است که بهتر است باشد. و معتقدم ما باید تلاش کنیم حقیقت را بشناسیم وبه تحقق انصاف کمک کنیم. این دو مفهوم کاملا به هم پیچیده‌اند درواقع برای تحقق انصاف به علم به حقیقت نیاز داریم .تحقق انصاف هدف عاقلانه‌یی برای نوع بشر خواهد بود و کسب دانش راه رسیدن به این هدف. این دو مفهوم گاه با هم متضادند و متاسفانه گاهی با هم اشتباه گرفته می‌شوند یعنی آنچه حقیقت دارد گاه به عنوان شرایط منصفانه و آنچه باید باشد تلقی می‌شود و گاهی بالعکس آنچه منصفانه است به عنوان حقیقت در واقع تخیل می‌شود .

گرچه این نظر سازمان و انسجام یک فلسفه را ندارد اما برداشتی است شخصی از زندگی . این‌ چیزی است که از زندگی‌ام تا به امروز آموخته‌ام.

يك پاسخ برايش بگذاريد