مقدمه‌یی که پیش از توضیح مفهوم نشان نمایش داده شده می‌آید، نوشتاری شخصی است و از جایی مستقیمن اخذ نشده بنابراین صحت تعاریف و اصول بیان شده در مورد مکاتب معرفی شده می‌تواند و خوب است مورد نقد دوستانی که در این زمینه اطلاعاتی دارند واقع شود.

Atheism (اِی-تئیسم) که به خداناباوری یا بی خدایی ترجمه می‌شود را شاید بشناسید. مردم زیادی خداناباورند.Atheist (اِی-تئیست :کسی که معتقد به Atheism است) بودن، بیشتر گویای “نبودن” است تا “چیزی بودن”.ابن البته از ساختار کلمه نیز مشخص است (A+Theist) . منظورم این است که وقتی می‌گوییم کسی Atheist است در واقع توضیح می‌دهیم او پیرو هیچ سیستم مذهبی نیست. نه اینکه مشخص کنیم او پیرو چه اصول سیستماتیکی هست.  یک Atheist  در گام اول به هیچ خدایی که دارای شخصیت باشد (Personal god) مثل الله یا زئوس معتقد نیست. به راحتی این مساله‌ی عدم اعتقاد یک Atheist را می توان به هر قدرت فوق طبیعی(Supernatural) تعمیم داد. گاهی بعضی مذاهب شرقی مثل بودایی‌گری یا تائوییسم نیز خود را Atheist می‌نامند که من زیاد با آن موافق نیستم.

گرچه بر خلاف فرقه‌های مذهبی، Atheistها دارای رهبر و سازماندهی فرقه‌یی نیستند ولی  بنا بر تجربه‌ی شخصی من برخلاف آنچه انتظار می‌رود Atheistها ،هر جای دنیا که باشند در مواردی که مربوط به ماهیت هستی و فلسفه‌ی زندگی می‌شود عقاید بسیار مشابهی دارند. در صورتی‌که در یک فرقه‌ی مذهبی اختلاف و گوناگونی نظر خیلی بیشتر است.شاید مطلبی که در ادامه می‌آید دلیلی برای این مساله باشد. ادامه مطلب »